X
تبلیغات
It's Been Seven Hours and Fifteen Days
Nothing Compares 2 U by Sinéad O'Connor
یادته می خواستم عشق ِ سال های وبا روُ برات بخرم, اولش هم بنویسم: "گاهی زندگی یعنی دوست داشتنِ تو, بدون ِ هیچ امیدی ...".

برای فروردین, برای همه فروردین های سال های بعد ... برای آن جمعه ی خوب.


ادامه مطلب
 


تو با منی همیشه, اگرچه نا پیدا ..
بیست و هشت فروردین نو دو سه



 

شمارت ـو نوشتم اون بالا, پایین تر نوشتم: رفیق, مـآهو نیگا ... . دستم رفت روی دکمه ... فیلد شد, بی خیال شدم. به هر حال رفیق, مآه امشب خیلی خوشگل بود. کاش نگاش کنی ...
+ به عزیزی که خودش می داند تا قیامت عزیز می ماند حتی اگر به هزار زبان زنده دنیا سکوت کند.

 

تنهایی ِ کسایی که دوستشون دارم برام سخت تره, میشنوی جمشید؟
 

من از آدمایی که شبیه ـم هستن خوشم میاد ولی از آدمایی که سعی میکنن شبیه ـم باشن بیزارم.
 

امروز به چندتا آهنگ قول دادم باهاشون قدم بزنم ..!
+ با بعضی آهنگ ها باید برای همیشه رفت, اگه نری آهنگ تباه شده.

 

منتظره ما دست تنها غولشو رد کنیم بعد بیاد؟
انصافانه است؟

 

آدمای مبهم برای با حوصله ها جذابن .. برای بی حوصله ها هیچی جذاب نیست.

 

اونجایی که استاد می خونه: از عمر شبی گذشت و تو بی خبری. میفهمی که چی میگه جمشید؟

 

با آهنگ "یاور هیشه مومن" دلم برای کنار دستیم ـم تنگ میشه چه برسه به تو ..

 

سیگارشو روشن کرد و گفت: این قرار عاشقانه را عدد بده ..

 

میگفت: خدا به اندازه پتانسیل هر کسی بهش سختی میده .. فکر کنم در مورد من پیمانه رو گم کرده !

 

کلکسیون ِ حرف های نگفته ..

 

میخوام یه کامیون بخرم پشتش بنویسم : دیدی نشد؟.

 

شاید لاک پشت ها عاشق ِ صدای باروونن روو لاکشون ..

 

صدای واقعیت رو کم کن دارم آهنگ گوش میکنم...

 

به بی مزه ها چیزی نگید, بذارید فکر کنن ما همونقدر تحت تاثیریم که اونا میخوان :|

 

آقای دکتر من یه مدتی ِ جای نرسیدن هام درد می کنه ..

 

اونجایی که علی مصفا میگه: من فقط نمیدونم باید چی بگم ..*
* چیزهایی هست که نمیدانی

 

در برابر بسیاری از مشکلات فقط میتونم یه چایی دیگه بریزم..
+ می گفت تفریح دل خسته ها چای خوردن ـه.


 

اینقدر زیاد پشیمون میشم که گاهی باید از پشیمونیا بپرسم شما مربوط به کدوم کاری؟.

 

مطمئنم یک نفر به شدت نیست ...

 

زندگی پُر از روزهای زیبایی ِ که به سختی میگذره .. می شنوی جمشید؟

 

گاهی اوقات هم یجوری به سقف نگاه می کنم که ممکنه هر آن احساس صمیمیت کنه بیاد پایین..

 

یا خوابم یا در حال ِ عادت کردن .. !

 

هر موقع کسی میگه بیا راجب حرف مهمی بات صحبت کنم منتظر یه عالم حرف تلخم, انگار حرفای خوب مهم نیستن ..

 

زندگی همیشه اینطوری بوده که می بینه دلت کجاست, پرتت می کنه یجای خیلی دورتر ... اگه این کارو نکرده نه اینکه نخواسته, می خواد وابسته تر شی ..